خرمگس
از این به بعد قراره که شاهکارهای هنری گلی خانوم
اینجا برای اولین بار نمایش بدیم![]()
شعرهای من قشنگتر هستند یا نقاشی های گلی جون؟![]()

تولد
امشب چندتا موسیقی زیبا بهت دادم کلی خندیدم واسه همین شعر یکیش
رو اینجا بجای تولد تولد مینویسم که یادگاریش بمونه هر دفعه که دیدیش
بخونیش کلی بخندی![]()
اما قبلش بگم که خیلی دوستت دارم و خیلیم خوشحالم که توی همچین
روزی بدنیا اومدی![]()
![]()
![]()
![]()
خوور نیری که ویرانم و دووریت درب و داغانم
دری چ کی مردم ارات بورو خدات صلواتتتتت
همیش خراوو حالمان داغان بیه اعصاومان
تورا و گیس دالگد لج نکه بوروو آسمان![]()
.......................
عشق فقط عشق فاطی حبس بی ملاقاتی
و ناو مرام لاتی عرق و شراوو قاطی![]()
مه سینه سوخته دردم وگرد کس نیگردم
زخمی عشق تونم غصه نکه وگردم![]()

روزگار
آخه اونهم میدونه که نفسم به نفس تو گیره
آره کار دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته
بیا باهم نذاریم این رویایی دریا بمیره

سال نو مبارک
یه سال جدید با یه عالمه آرزوهای جدید در راه
توی سال گذشته کلی تجربه جدید کسب کردیم
که برای هر دوتامون مثل تموم شبهایی که چت کردیم
و همیشه مثل روزهای اول نو و تازه بود
این تجربه ها هم به همین تازگی و خوش طعمی بود
آرزوی صد سال به از این سالها رو برای همه داریم![]()
![]()

شاید آخرین شعرم...
گریه نمیکنم
تنهاییم را می بوییم
سلامی دوباره میکنم به عطر جدایی
امشب به شعرهایم پایانی دوباره خواهم بخشید
پایانی ابدی تا انتهای دلتنگی
ترانه ای نو نخواهم ساخت
دگر تمامی ستارگان آسمان را
به دیدار تو نخواهم خواند
در شب هم آغوشی دو ستاره
از تو نخواهم گفت, ای زیبا...
چه زود به پایان رسید
زمزمه ات در گوشم که
ای کاش امروز اصلا تمام نمیشد
گرمای سردی دستانت را هنوز میشنوم
تکرار فشردن دستانمان را در امتداد جاده به یاد دارم
شاید هرگز تنهایی تاریک سینما را فراموش نکنم
شاید تکرار فشردن دردناکی را فراموش نکنم
امشب
سبکی انگشتم را برای اولین بار تجربه میکنم
امشب
رنگ رز صورتی را فراموش میکنم
ترس نگاهت را از دیدن سیگار فراموش میکنم
صبح کردن شبی را در کنار هم
در فاصله دو صندلی را فراموش میکنم
به تو گفتم گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پر شکوفه باشم
اما افسوس...
دلم برات تنگ شده
بدون تو خیلی تنهام![]()

از دو زاویه
در آغوش كاناپه مهربانم نشسته ام و مثل هميشه موهاي سينه ام را با دو انگشتم مي پيچانم تا در هم تنيده شوند و به شكل موشك درآيند. بعد، چند موشك ديگر درست مي كنم تا از لحاظ توان تسليحاتي قوي تر شوم. هر كدام از اين موشكها توان حمل يك كلاهك هسته ايي را دارند. فقط كافي است سينه ام را به سمت اسرائيل بچرخانم و نافم را فشار دهم...صداي زنگ آيفون تمركزم را به هم مي زند. نگاهي به مانيتور آيفون مي اندازم و يك زن را مي بينم كه ابلهانه به دوربين زُل زده است. چقدر احمق و آشنا به نظر مي رسد...خداي من! زنم است!...يك ماهي مي شود كه با خاله خان باجي هاي فاميل يك تور ايرانگردي تشكيل داده اند. چقدر زود يكماه تمام شد
!مثل هميشه آسانسور لعنتي خراب است و مجبور شدم چمدانهاي سنگين را از پله ها بالا بياورم...وسط اتاق بغلم مي كند. لباسش بوي عرق و دود گازوئيل مي دهد...گونه هايش هم شور است.
وقتي به حمام رفت خانه را وارسي ميكنم تا چيز شك برانگيزي بر حسب تصادف اين گوشه كنارها پيدا نكند، چون آنوقت مجبورم كل اين هفته را براي اثبات بي گناهي ام حرف بزنم. يكي از چمدانها را باز مي كنم تا دليل سنگيني بيش از حدش را بفهمم. خدايا! اينجا يك بازار "سيد اسماعيل" كوچك است!...صداي نا مفهومش از حمام به گوش مي رسد كه اين خود دليلي بر آن است كه ديوانه تر شده، چون قبلا با خودش حرف نمي زد.
وقتي از حمام بيرون آمد حوله اش را مثل عمامه سند باد دور سرش پيچيد و خودش را روي كاناپه ام انداخت. هزار با گفته ام كاناپه مثل مسواك، يك وسيله شخصي است و دوست ندارم كسي خودش را روي كاناپه ام پرت كند...اينهمه جا...برود براي خودش يك كاناپه دست و پا كند...اه اه ...
مشغول حرف زدن است و من تمام حواسم به آن دسته از موهايش است كه از لاي حوله بيرون افتاده و از نوكش قطره قطره روي كاناپه ام آب مي چكد. مي پرسم برايم چه سوغاتي آورده...موثر بود. مثل پنگوئن به سمت چمدانهاي آنطرف اتاق دويد و من فرصت پيدا مي كنم تا طوري روي كاناپه لم بدهم که ديگر جايي براي دوباره نشستنش باقي نماند... مثل شعبده بازها از داخل چمدانها خرت و پرتهاي رنگي در مي آورد و نشانم مي دهد. به گمانم براي من خريده. وانمود مي كنم كه خيلي ذوق زده شده ام و برايش اطوارهاي عاشقانه در مي آورم. كاش بشود دوباره سفر برود. حيف من.
***
چقدر زود تمام شد...دوباره مجبورم برگردم در آن خراب شده و هر روز شاهد مردي باشم كه مثل ديوانه ها روي كاناپه كوفتي اش مي نشيند و با موهاي سينه اش موشك درست مي كند.
مجبورم بغلش كنم و خودم را ذوق زده نشان بدهم. تنش بوي عرق مي دهد. نگاه كن موهاي سينه اش دوباره فر خورده...شك ندارم قبل از آمدنم حسابي مشغول خل بازيهايش بوده. مايه آبرو ريزي و خجالت.
اصلا در حمام حواسم نبود كه بلند بلند به بخت بدم لعنت مي فرستم، هرچند مي دانم نشنيده چون يا يكي از چمدانها را باز كرده و فضولي مي كند يا خانه را وارسي مي كند تا مدرك جرمي باقي نگذارد. عمدا همه موهايم را در حوله نپيچيدم تا كاناپه اش را خيس كنم. وقتي مثل بچه ها حرص كاناپه بد تركيبش را ميخورد قيافه اش حسابي ديدني است. دلم برايش مي سوزد و مي روم تا سوغاتش را نشانش دهم... نگاه كن خداي من. كدام احمقي است كه وقتي ببيند بعد از يك ماه برايش يك مايو بنفش راه راه و يك جفت جوراب پشمي سوغات آورده اند اينقدر ذوق كند...واقعا حيف من

قلب تو
من صدای تپیدن غمناک قلبی را میشنوم
قلبی که در این نزدیکیست
صدای اشک وغم
نگاه منتظر را میشنوم
پایان گل نزدیک است
باید بروم
آوازی از دور دست مرا میخواند
به تماشای رقص چلچله ها
در تاریکی حزن انگیز تردید و سکوت
پایان گل نزدیک است
باید بروم
من صدای قلب تورا می شنوم...
ستاره
زیبا
آنگونه عاشقم
که تمامی ستارگان آسمان را
به دیدار تو می خوانم
و از تو می گویم با ماه
در شب هم آغوشی دو ستاره
و درخشش آن در ترنم
یک شبنم بر بستر گلبرگ
و تکرار هزاران بوسه
در دل تاریک مهتاب

.jpg)
تولدت مبارک
اما به همون دلیلی که می دونیم همین قدر و همین شکل برای هر دوتامون بهتره که مبادا...
تـــــــــــــــــــولدت مبارک

همیشه در این روز به یادت هستم
انشاالله تولد ۱۲۰ سالگیت رو جشن بگیری گلی جون![]()
![]()
![]()
![]()
ولنتاین
منم شعر نمینویسم
کادوی ولنتاینش رو زود از من گرفت اما کادوی من رو نداد![]()
اما روز عشقولیت مبارک گلی جون![]()
![]()

اینم یه بوس عشقولی مخصوص

شب برفی
بوسه های سرد
بوسه های سپید
بوسه های برفی
در نیمه شب سرد
میان سپیدی برف
زیر خاموش روشن شدن
نور تیر چراغ برق
کوچه ای خالی
لبهایی عاشق
عاشق بوسیدن
بوسیدن
و
بوسیدن
هر بوسه فریادیست
میان سکوت شب
سکوتی سرشار از عشق
سکوتی سرشار از سپیدی برف
سکوتی سرشار از دوست داشتن
و
بوسیدن در میان برف...

پست سیاسی
سرنوشت ساز خود و ایران شرکت کنید و به
دیگران هم معرفی کنید
حتما ببینید
کابوس
هر شبت ترانه است برایم
و
نبودنت کابوس
کم کم حس می کنم رفتند را
گذشتن و تکرار فاصله ات را.
.....
امشب ترانه ام ترانه نیست
امشب الهه ام در آسمانم پیدا نیست
نیست که صدای دلتنگیم را با
نگاه چشمهایش بشنود
........
آهسته به دلت دل بستم
چشمهایم را با چشمهایت بستم
بستم که ببینم آسمان را
بستیم که ببینیم دوست داشتن را
و
باز هم بستیم که...
گلی
i love you
sometimes it takes adverse conditions
for people to understand their goals better
sometimes it takes a storm
for people to appreciate the calm
sometimes it takes being hurt
for people to be more sensitive to feeling
sometimes it takes doubt
for people to trust one another
sometimes it takes seclusion
for people to find out who they really are
sometimes it takes disillusionment
for people to become informed
sometimes it takes feeling nothing
for people to feel every thing
sometimes it takes our emotions and feelings
to be completely penetrated
for people to open up to love
i have gone through many of these things
and i know that
not only am i ready to
love you
but i do.

چشمهایش
مینویسم یه یاد دوستم که اون هم اولین عشق
زندگیش بهش خیانت کرد و تنهاش گذاشت.
و
چه زیبا بود
جمله دوستت دارم ات
که ان را نخستین بار درچشمهای
کاغذیت خواندم
چشمهایی که هنوز در ان
تکه کاغذ می درخشند
و
من انها را به تو هدیه کردم
و
من تو را بخاطر دوست داشتند
دوست می داشتم
اما افسوس...

رز سرخ
تو را به جاي همه کساني که نشناختم دوست دارم
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب ميشود
و براي نخستين گلها...
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم
تورا به جاي همه کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم

دوستت خواهم داشت
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟
گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني .
گفت من رويا هستم يا آرزو؟
گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است

شب
صدایت ترانه است و
ترانه ات زیباست
چشمانت را به یاد دارم
وقتی نگاه شرمناکت را به پایین می دوختی
و چه زیبا بود لرزیدن دستانت...
.....................
بانوی من
ای آنکه بودندت به بودنم معنا می بخشد
با من بمان که با ماندنت میمانم
بانو...
.......................
دوستت دارم...
و چه دوست داشتنی است
جمله دوستت دارم
که بخاطر دوست داشتن
تو بگویم دوستت دارم

چارلی چاپلین و موسی
که ای موسی دگر دیر آمده ای
زمان اعجاز گذشته است
عصایت را به چارلی چالپلین بده
تا کمی به آن بخندیم

رقص ایرانی
موج دامنی که می رقص تو باد
یه بقل موهای آزاد
تب پیشونی من امشب دستهات رو می خواد
تو آغوش گرمت من رو نگه دار
نفسهام رو بشنو دیوار
منی که رقصیدنم از یادم رفته انگار
حالا دیگه این منم
میخوام سکوتم رو بشکنم
اگر چه تلخ حرفهام
هی خودم رو خط زدم
به تو مهر نباید زدم
ولی دیگه نمی خوام
تا آخر راه میام
با تو هر جای دنیا میام
بخواب نزدیک نبضم
رسوای عالم بشم
بگذار اهل جهنم بشم
میخوام با تو برقصم
یه دامن پر گل دورش پر خار
بگذار زخمی بشه دستهام این بار
تورو میگذارم تو قلبم میریزه دیوار
تورو می بوسم
اگه حتی گناه
خدا امشب نزدیک ماه
اونی که قلبی رو شکسته رو سیاه

گلی سلام
میدارم
ترانه
تو آسمون من تکه اون خوشگل و با نمکه
می خوام بهت فکر بکنم تو رویاهم نگاهت کنم
چشمهام رو هم بذارم توی دلم صدات کنم
بگم که عاشقت منم اون که تورو می خواد منم
فکر نکنی دوست دارم فقط بهت عادت دارم
نه.دیگه دوستت ندارم می خوام بگم خاطرخواتم
خاطرخواهی که بهتره از دوست داشتن قشنگتره
میخوام که مال من باشی فقط تو پیش من باشی
جز تو کسی رو نمی خوام میخوام فقط تو رو میخوام
آره آره عاشقتم به خدا من دیونتم
تو مهربونی واسه من یه هم زبونی واسه من
دارم دیگه داد می زنم اسمت رو فریاد می زنم
بگذار که همه بدونن چه سخته بی تو بودن
میخواهم یه حرفی روبگم یه خط فقط از تو بگم
که گلی جونم تو خوشگلترین مهربونترین نجیب ترین بهترین خانوم ترین
دختری هستی که تا حالا دیدم به اندازه تموم دنیا دوستت دارم
و می خواهم که همیشه تو در کنارم باشی![]()

دوستت دارم گل خوشگلم
دوستت دارم
تو را به جاي همه کساني که نشناختم دوست دارم
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب ميشود
و براي نخستين گلها...
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم
تورا به جاي همه کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم

گلی جون من از این گلها هم خوشگلتره![]()
پستچی
عصبانی بود و داد می زد
می گفت پاکت نامه ای که برایش فرستادم خالیست
عجیب است
من همین دیشب چند بوسه برای او داخل پاکت گذاشتم
شاید پستچی...

تولد عشق
بهترین نگاهم تقدیم تو باد
تمام وجودم تقدیم تو باد
ای تو که وجودم را با وجودت معنا کردی
یک سال گذشت
از شبی که پیوند دادیم دلهایمان را
با رنگ عشق
رنگ دوست داشتن
رنگ نگاه تو
آن شب طعم شیرین بودنت را در کنارم احساس کردم
و امشب
پس از گذشت ۳۶۶ روز از دوست داشتنت
طعم شیرین لبانت را از پس فاصله ها...

۱۳۸۵/۹/۱۴
بوسیدن
برای زندگی
با بوسیدن جای لبانت بر کاغذ سرد
وجودت را با تمام گرمیش در وجودم احساس کردم
و
چه زیباست که کلمه
دوستت دارم
با رنگ لبان تو زیباتر شود
ای زیباترین زیبا
که من
همیشه صورتی را رنگ علاقه ات می دیدم
اما امروز صورتی برایم نقشی دگر دارد
رنگ لبان تو
رنگ دوست داشتن
رنگ یک بوسه...

گلی جون خوشگلم
یه دسته گل خوشگل به خوشگلی گلی جون خودم تقدیم به خوشگلترین
گل دنیا به گلی خانوم که به اندازه تموم گلهای دنیا دوستش دارم
.....................................................
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله یی بی پناه می خندید
شرمناك و پر از نیازی گنگ
با نگاهی كه رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت
باید از عشق حاصلی برداشت
سایه یی روی سایه یی خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه یی لغزید
بوسه یی شعله زد میان دو لب

کی می دونه اسم این بوسه چیه؟؟؟!!!![]()
فروغ عاشق سنت شکن
بیاد فروغ فرخزاد تنها شاعره ای که با گفتن از احساست
زنانه خود در ادبیات ایران سنت شکنی کرد![]()

.................................................
فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود پس از گذراندن دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی برای آموزش نقاشی به هنرستان نقاشی رفت در 16 سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت کرد
اما پس از یکی دو سال از هم جدا شدند
در سال 1337 در سن 22 سالگی به کارهای سینمایی روی آورد و در شرکت گلستان فیلم به کار پرداخت
در سال 1338 برای بررسی و مطالعه ساخت فیلم به انگلستان رفت در طی فعالیت سینمایی خود چندین فیلم ساخت و در یک فیلم و نمایش بازی کرد در این زمینه فیلم خانه سیاه است که در باره جذامیان جذامخانه ای اطراف تبریز می پرداخت برنده بهترین فیلم مستند در سال 1342 شد در سال 1345 برای شرکت در دومین فستیوال پژارو به ایتالیا سفر کرد
فروغ سر انجام در سال 1345 در سن 33 سالگی در اوج شکفتگی استعداد شاعرانه اش به هنگام رانندگی بر اثر یک تصادف جان سپرد وی را در گورستان ظهیرالدوله تهران به خک سپردند
از او پسری به نام کامیار شاپور به یادگار مانده است
.........................................
همه می دانند
که من و تو از آن روزنه سرد و عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند
همه می ترسند اما من و تو
به چراغ و آب و اینه پیوستیم
و نترسیدیم
سخن از پیوند سست دو نام
و هم آعوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایقهای سوخته بوسه تو
و صمیمیت تن ها مان در طراری و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
(
فروغ فرخزاد)......................................
گزیده ای از آلبومهای شعرفروغ رو برای دانلود اینجا می گذارم
البته این اشعار بدون .س.ا.ن.س.و.ر. هستند حتما دانلود کنید![]()
فروغ فرخزاد مجموع ایمان بیاوریم1352
سلام
این مصدومیت من ظاهرا قرار نیست به این زودی ها خوب بشه![]()
متاسفانه زیاد نمی تونم بشینم پای اینترنت
اما چون دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده بود گلی جونم
اومدم که یه سری به اینجا بزنم سعی میکنم بیشتر بیام![]()
![]()

خدا حافظ رفیق
سلام دوستان شاید من یه مدت به دلیل مصدومیت اینجا نباشم ![]()
بیا دنبالم کارت دارم
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
حالا بیا دنبالم...
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
.
بیا نترس من باهاتم...
..
.
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
بیا پایین تر..
بیا حالا..
..
.
.
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
نه بابا سر کاری نیس...
بیا تو
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
یه خبر داغ داغ واست دارم..
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
دوس داری بدونی چیه آره؟
.
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.پس بیا...دیگه چیزی نمونده
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
.
چیه خسته شدی؟آره؟.
.
.
.
.
.
........(_\.........
.../_)...) \........
../ (....(__)......
.(__)...oooO....
Oooo..............
.
.
.
.
.
.
خوب حالا چشاتو ببند تا بگم
1
2...
.
.
.
.
.
.
.
هیچی فقط خواستم بگم که خیلی دوستت دارم همین![]()
![]()
![]()
عشق یعنی
عشق یعنی لرزش همه ی وجود دربرابر معشوق
عشق یعنی زندگی را بندگی
عشق یعنی سوختن و ذوب شدن
عشق یعنی در آبی آسمان غرق شدن و آبی شدن
عشق یعنی یک لبخند یک نگاه پنهان
عشق یعنی هرچه دردل آرزوست
عشق یعنی تاابد رسوا شدن
عشق یعنی زندگی را باختن
یعنی گوهررا در صدف تنهائی نهان کردن
عشق یعنی در حریم نرم و لطیف راه رفتن
یعنی زیبا دیدن...زیبا شنیدن..زیبا گفتن
عشق یعنی گلی جون من

تموم زندگیم
این گلهای زیبا رو تقدیم می کنم به تنها گل زندگیم که
اندازه تمام ستاره های آسمون دوستش دارم![]()
کسی که خنده هاش از تمام دنیا برام با ارزشتر ه
کسی که وقتی خنده هاش رو میبینم امید به زندگی
می گیرم
.